محمد تقي جعفري

105

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

2 - بايد بپذيريم كه قانون عليت به پيروى تحرك و تحول دائمى جهان و اجزاء آن ، مانند فوتونهاى نور ريزش مىكند . سنگ بر آهن زنى آتش جهد هم به امر حق قدم بيرون نهد سنگ و آهن خود سبب آمد و ليك تو به بالاتر نگر اى مرد نيك كاين سبب را آن سبب آورد پيش بىسبب هرگز سبب كى شد ز خويش اين سبب را آن سبب عامل كند باز گاهى بىپر و عاطل كند ( 1 ) آن سببها كانبيا را رهبر است آن سببها زين سببها برتر است اين سبب را محرم آمد عقل ما و ان سببها راست محرم انبيا اين سبب چبود ؟ به تازى گو رسن اندر اين چَه اين رسن آمد به فن گردش چرخ اين رسن را علت است چرخ گردان را نديدن زلَّت است اين رسنهاى سببها در جهان هان و هان زين چرخ سر گردان مدان ( 2 ) چار طبع و علت اولى نيم در تصرف دايماً من باقيم ( 3 ) هست بر اسباب اسبابى دگر در سبب منگر در آن افكن نظر ( 4 ) جلال الدين در ابيات فوق دو مطلب مهم را تذكر مىدهد : مطلب يكم - قانون سببيت ( عليت ) در جهان هستى جريان دارد و اين جاى ترديد نيست ، وقتى كه تو سنگ را بر آهن بزنى شراره‌اى از آن بر مىآيد ، دو مادهء مستعد وقتى كه اصطكاك شديد با يكديگر داشته باشند ، معلولى را كه شراره است ، ايجاد مىكنند .

--> ( 1 ) دفتر اول ، ص 19 بيت 67 تا 70 . . ( 2 ) دفتر اول ، ص 20 بيت 1 تا 15 . . ( 3 ) دفتر دوم ، ص 104 بيت 10 . . ( 4 ) دفتر سوم ، ص 177 بيت 27 . .